سيد محمد باقر برقعى
3665
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
سرود بزرگ « 1 » گيسوان را به چهرهام افشان * نگهت بر نگاه من آويز ساز كن آن ترانهء پرشور * آن سرود بزرگ شوقانگيز * * آن سرودى كه آشنايانم * زير زنجير و بندهاى گران زير سرنيزههاى خونآلود * مىسرايند همچو شير ژيان * * آن سرودى كه لرزهها افكند * زير سقف سياه زندانها از « خزر » تا كرانهء « عمّان » * ياد آورد عهد و پيمانها * * آن سرودى كه از لبان خموش * گرم و گيرا ز شوق برخيزد بانگ بيدارى و ظفر خواند * نغمهها در جهان برانگيزد * * آن سرودى كه خلق ميهن ما * با طنين رسا و پرآشوب با همه مردمى و جانبازى * مىسرايند در سكوت غروب * * آن سرودى كه در سپيدهء صبح * روى يك دار خمشده لرزيد تا كه بوسد لبان پرآواز * همره باد صبحگاه وزيد * * گيسوان را به چهرهام گستر * نگهت بر نگاه من آويز ساز كن آن ترانهء پرشور * آن سرود بزرگ شوقانگيز چشمهاى او اى چشم مست يار چه مىخواهى ؟ * با تابش نگاه دلانگيزت كز اين دل شكستهء بيمارم * برده شكيب اشك گهرريزت
--> ( 1 ) - اين شعر از مجموعهء « نگاه » كه در سال 1330 چاپ شده است ، نقل گرديد .